الملا فتح الله الكاشاني

141

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

فضايل و كمالات و از عروة بن زبير نقل كرده‌اند كه تقدموا تقدموا تقديم جوييد باعمال خير تا شما را بر جميع مردمان مقدم دارند و شبهه نيست در آنكه جامع اين همه سوابق ذات عالى سمات حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) اما سبق او باسلام و ايمان جميع علما را اتفاقست در آنكه از رجال اول شخصى كه تصديق حضرت رسالت ( ص ) نمود و بوى ايمان آورد آن حضرت بود و از زنان اول كسى كه به آن حضرت ايمان آورد خديجه كبرى بود ابو ذر غفارى از حضرت رسول ( ص ) روايت كرده كه آن حضرت خطاب به حضرت امير المؤمنين كرد و فرمود كه يا على انت اول من آمن بى و اول من يصافحنى يوم القيمة و انت الصديق الاكبر و الفاروق الاعظم تفرق بين الحق و الباطل و انت يعسوب المسلمين و المال يعسوب الظالمين يعنى يا على تو اول كسى هستى كه ايمان آوردى به من و تو اول كسى هستى كه مصافحه ميكنى مرا در روز قيامت و تو صديق اكبرى و فاروق اعظمى و تو تفريق ميكنى ميان حق و باطل و تو يعسوب مسلمينى و حال آنكه مال يعسوب ظالمان است اما دليل سبق وى در نماز قول حضرت رسالت است ( ص ) كه صلت الملائكة على و على على سبع سنين لانه لم يرفع صلوة من الارض الا منى و من على يعنى ملائكه مدت هفت سال صلوة فرستادند بر من و بر على زيرا كه در آن مدت نماز هيچكس از زمين مرتفع نشد الا از من و على و اما سبق او در جهاد بر هيچكس پوشيده و پنهان نيست و باجماع جميع امت كسى كه به دو قبله نماز گذارد با حضرت رسالت او بود و معدودى چند از تابعان وى اما وفور فضل و علم او همين قدر كافى است كه فرمود سلونى ما دون العرش و مرويست كه روزى اوصاف كمالات امير المؤمنين ( ع ) را از عبد اللَّه عباس پرسيدند فرمود كه و الله هو احد الثقلين سبق الشهادتين و صلى بالقبلتين و بايع البيعتين و اعطى البستطين و وردت له الشمس مرتين بعد ما غاب عن مقلتين و جرد السيف تارتين و هو صاحب الكرتين و مثله فى الاية كمثل ذى القرنين و ذلك مولاى على بن ابى طالب يعنى به خدا سوگند كه على بن ابى طالب يكى از ثقلين است كه حضرت رسالت ( ص ) در حين وصيت فرمود كه انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللَّه و عترتى و او سابق بود بر همه كس باعتراف كردن و اذعان نمودن بتوحيد و نبوت و نماز گذاردن با حضرت رسالت ( ص ) به دو قبله كه بيت المقدس است و كعبه معظمه و دو بار بيعت نمود با حضرت پيغمبر كه آن بيعت العقبه است و بيعة الشجرة و او را دو بسطت داده‌اند بسطت علم و بسطت حلم و دو بار آفتاب از براى او باز گردانيده‌اند بعد از آنكه از چشم غايب شده بود و دو نوبت تيغ برهنه كرد اول براى تنزيل دوم براى تأويل و خداوند دو كرت و دو رجعت بود پس مثل او در آيه عجيبه و علامت غريبه مثل ذو القرنين است و